نفس اول راند بر نفس دومماهی از سر گنده باشد نی ز دُممثنوی مولوی/دفتر سوم، بیت۳۰۸۰شاید همه، جنجال بر سر خوانش مصراع دوم این بیت را شنیده اند:...ماهی از سر گَنده باشد نی ز دُمیا...ماهی از سر گُنده باشد نی ز دُم.هر دو خوانش طرفداران خود را دارد و خصوصا که خوانش دومی مقاله ای هم در سامانه مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی دارد از فرزین عدنانی.(تبیین بیتی از مثـــنوی مولانا)حال پرسش این است:خوانش خود شاعر چه بوده؟خوانش مختار اینجانب، خوانش نخست است برخلاف نظر آقای فرزین عدنانی.عدنانی گفته است که خوانش نیکلسون قول وی را تأیید می کند، این در حالی است که نیکلسون نه در نسخه تصحیحی و نه در شرح شش دفتر مثنوی راجع به این بیت حرکه گذاری و نکته ای نگفته است. استاد کریم زمانی اگرچه خوانش «گنده باشد» را برمی گزیند و قرائت دوم را رد می کند اما به ریشه های این مثل مولانا نمی پردازد....ماهی از سر گَنده باشد نی ز دُممولانا در مصراع دوم با توسل به ضرب المثلی رایج به تفهیم مصراع اول پرداخته است.این ضرب المثل، اما در کل شعر و نثر فارسی- به احتمال بسیار زیاد- تنها یک بار در مثنوی مولانا آمده است.مخلص کلام مولانا در این ارسال مثل این است که فساد و صلاح همه به رأس امور وابسته است نه به عقبه و اسلاف آن.اما چرا این مثل در طول شعر و نثر فارسی تنها در شعر مولانا آمده است؟پاسخ در محل زندگانی علمی وی نهفته است. ضرب المثل« ماهی از سر می گندد» از فرهنگ ترکان عثمانی برخاسته است. این مثل هنوز هم در ترکیه به کار می رود و منظور از آن همان است که مولانا از قونیه عثمانی گرفته: فساد اداری، سیاسی و... از مدیران و رؤسا آغاز می شود و نه از طبقات پایین و رده های پایانی.در زبان ترکی استانبولی Balık baştan kokar همین ضرب ال
برچسب:
نویسنده: باربد طباطبایی
تاريخ: دوشنبه
8 مرداد
1403 ساعت: 17:58